Lilypie Second Birthday tickers

Lilypie Second Birthday tickers

Friday, December 28, 2007

من هستم اما.....

من هستم اما.....

اومدم بنویسم بابا من به خدا هستم اما وقت نشده بنویسم که یاد جوک معتاده افتادم که پیغام انسرینگ ماشینش بود " هشتم اما خستهم". حالا جریان ماست.

عرض به حضور دوستان که این مدته که قاعدتاٌ باید بیشتر وقت نوشتن پیدا میکردم برنامه هام به طرزی شلوغ پلوغ ترشد. هفته پیش که یلدا بود و آماده شدن برای کریسمس. بعدش هم من 3-4 ماهی میشد که جرید نرفته و درنتیجه هیچ کمکی به چرخه اقتصادی آمریکا نکرده بودم .لاجرم یکم هم به عمو سام کمک کردم این مدته. چشمتون روز بد نبینه که از چهار روز پیش هم به شدیداٌ مریض شدم. از اونجایی که یه تصادف هم هفته پیش کردم (البته من چیزم نشد) فکر میکنم دارم یه سری کارماهای منفی 2007 رو تصویه میکنم که حسابم صاف صاف باشه قبل از شروع سال جدید. به هرحال به عنوان یه اصفهانی بهتره حساب آدم صاف باشه. خدا رو چه دیدی یه وقت دیدی رو بدهیی های کارمایی آدم هم مالیات خورد هم پنالتی.

خلاصه اگه داشتین اسفند دود میکردین یه مشت هم برای من بریزن تو آتیش که 2-3 روز باقی مانده سال هم به سلامتی تمام شه. یه سه چهار روزی هم نیستیم اما قول میدیم در سال جدید مثل بچه آدم اینجا بنویسم.

3 comments:

امیر said...

اصولا اینجوری است زندگی! بعضی وقت ها که فکر می کنی همه چیز آرومه، طوفانی میشه و بعضی وقتها که خیلی شلوغی دریای اطرافت آروم آروم. اصولا از محاسن زندگی اینه! همین چیزهاست که تنوع ایجاد می کنه!
کریسمست هم مبارک بهاره جون! ایشالا که امسال هر دوتون هدایت شین و خلاصه اینا :)
یوست رو هم یه ماچ گنده بکن از طرف من

خانم شین said...

واقعا که همون که خودت نوشتی... هشتی ولی خشته ای!!! بابا کشتی منو ... ببین چقدر دوست داریم تا دو خط می نویسی میایم کامنت می ذاریم که روحیه ات بره بالا!! اگه این همه کامنت رو برای شخص شخیص حافظ شیراز گذاشته بودیم تا حالا از قبرش بلند شده بودا........ دختر جان من کارما مارما بیلمیرم ولی تو رو می شناسم . می دونم که وقتایی که فکرت مشغوله و گیج می زنی ممکنه خودتو جا بذاری!!! اینه که حواستو جمع کن ... پستهای منو بخون. هوش عاطفیتو تقویت کن و در لحظه زندگی کن... تمام

noosha said...

سلام بهارکی...

خوب و خوشی؟ سال میلادی خوبی داشته باشی. به شوشوت هم از قول من تبریک بگو