Lilypie Second Birthday tickers

Lilypie Second Birthday tickers

Monday, July 14, 2008

کشیدگی وجود

هر روز صبح با حس عجیبی ار خواب پا میشم، حسی شبیه اینکه باید به یکی از دوستانم ایمل بزنم و حال شو بپرسم. انگار سالهاست ازش بیخبرم. انگار سالهاست از همشون بیخبرم، از هم دورهای های مدرسه یا دانشگاه، همکارام، هم راهام. انگار با هر دوستی و آشنایی تکه از وجودم با اونها گره خوره و امروز وجودم در تمام جهات و در تمامی دنیا کشیده شده. گاهی دلم میلرزه، میترسم نتونم طاقت این همه کشیدگی رو داشته باشم.... از تکه تکه شدن وجودم میترسم..

4 comments:

خانم شین said...

آخی دردت اومد. آرومتر می کشم خوب

سانی said...

باز کشیدگی خوبه . من احساس تکه تکه شدن دارم. نمی دونم بندزن پیدا میشه جایی؟ گفتم که قانون بقای چیزه. بهای تجربیات تازه و حسهای نو و کشف یه بهاره جدیده.

حسین said...

! آه کانکو دوری
اندوهگینم من
و تو تنهایی مرا عمق می بخشی

***

کانکودوری پرنده ای است که به "کوکوی هیمالیا" هم معروف است
این شعر بیان هدف باشو در زنده گی است، که دوست داشتن عمیق ترین تماس ممکن است با بیش ترین تعداد چیزها. "تنهایی" یا "سابی سی شا" نامی است که به این حالت تماس داده می شود و صدای کانکودوری از نظر آواز، طنین، و حجم کیفیت خاصی دارد که جان را گستردگی می بخشد و به عمق و پذیرندگی آن می افزاید

***
هایکو، شعر ژاپنی از آغاز تا امروز، برگردان ع.پاشایی و احمد شاملو، صفحه 194

***

بهاره جان! جان ات گسترده شده، عمیق و پذیرنده ... این طور بهتر نیست؟

سانی said...

امیدوارم قلبم بی آنکه ترک بردارد تاب بیاورد...