Lilypie Second Birthday tickers

Lilypie Second Birthday tickers

Friday, November 07, 2008

اضطراب

پرده اول
مکان: همین جا- زمان: شیش و نیم روز در هفنه
انگار خودمو گم کردم. مخاطبمو گم کردم، وسیله ارتباط با محیط بیرون رو گم کردم.
زندگیم به سه قسمت تقسیم شده: قسمت ایرانی/فارسی؛ قسمت فرنگی/ با زبون انگلیسی؛ و یه قسمت فرا مکانی که زبان ارتباطی نداره و نمیدونه چطوری با محیط بیرونش ارتباط برقرار کنه و لال مونی گرفته! حلقه ارتباطی بین بخش های وجودیم گم شده.

میان پرده
مکان: کله بنده!- زمان: نامعلوم
از تجسم اینکه خود محورم حالم بد میشه؛ انگار خود محورم اما...تو این پست های اخیر فقط از خودم نوشتم

پرده دوم
مکان: یه دانشگاه دریه کشور امپریالیستی - زمان:همین هفته پیش
مشاورم میگه زیادی نگرانم؛ بعد ادامه میده: هیچ وقت در مورد درمان اضطراب با دارو باهات حرف زدم. نگاهش میکنم...میگم یه مشکل هست من اصولا نسبت به قرص خوردن یا هر گونه ترکیت شیمیایی رو وارد بدن کردن نظر خوبی ندارم. انگار قانع نشده، ادامه میدم که عرضم به حضور محترمتون که به عنوان مثال قرص زدحاملگی نمیخورم چون به نظرم به عوارض جنبیش نمی ارزه، موهامو رنگ نمکنم چون مواد شیمیاییه؛ اصولا سعی میکنم نوشابه نخورم و .... میزنه زیره خنده...میگه من که میگم زیادی نگرانی.
حالا ازهفته پیش یه نگرانی جدید به نگرانی هام اضافه شده، نکنه تمام عشق و انگیزهای که برای حفظ انسانیت و محیط زیست دارم از اضطراب درونیم سرچشمه گرفته.

پرده آخر
مکان: بارگاه خلقت. زمان: یه چند لحظه قبل از تناسخ بعدیم
"خوب بهاره جان نگفتی آخرش کودوم پکج* رو میخوای." کلافه ام. میگم "میشه لطفا جزییات دوتا انتخاب آخرمو برام بخونین؟"( الکی که نیست قرار مسیر کل زندگیمو تایین کنم). شروع میکنه:" یکی از انتخابات بر محور مادیاته. تو این انتخاب پاداش مالی یا قدرت برات خوشبختی به ارمغان میاره. مبتونی در زندگی اطرافیانت تاثیر مثبت بذاری اما همه چیز از مجرای مالی تعقیق پیدا میکنه"." آپشن ه دیگه ت شباهت زیادی به زندگی قبلیت داره". در حالتی که داره سرشو به علامت تعجت تکون میده ادامه میده: "من والا نمی دونم چی بگم اما تو فایل بازنگری زندگی قبلیت به مراتب نوشته شده که این آخرین باریه که میخوای اختیار زندگیتو بدی دست وجدانت." هنوز داره سرشو تکون میده."در انتخاب دومت قراره(دوباره) سنگ مظلومین رو به سینه بزنی و نگران بشریت باشی. راستی تو فایلت دیدم مشاوره هم زیاد کردی اما انگار فایدهای نداشته. به هر حال تصمیم خودته اما یادت باشه اگه تو یه زندگی هم بری یه کم کیف و حال دنیای مادی رو هم بکنی بد نیست. بد از اینکه یه سری بحث های مفصل با اقتصاد دانهای قرن بیست و بیست و یک داشتیم این بالا دیگه ما ها هم قانع شدیم که مادیات میتونه جواب همه سوالها باشه. آلان هم یه پروژه مطالعی داریم که یه راه جدید از تکامل مادی بزنیم به نیروانا .قراره مدیرت اینجارو هم بزارین برای مناقصه. خلاصه خود دانی!"
در خواست یه 5 دقیقه (به وقت ابدیت) وقت اضافه برای تصمیم گیری میکنم. یه فرشته دیگه با یه لیست از در وارد میشه. "بیا این هم لیست مشکل ساز ترین کشورها در 100 سال آینده." "گفتی این لیستو برای چی میخوای؟ آخرین نفری که این لیست رو خواسته بود خودت بودی قبل از تناسخ قبلیت." سرمو میندازن پایین. "برای انتخاب ملیتم
Package=*

6 comments:

نوشا said...

اضطراب خوب نیست... اضطراب آدم را مختل می کنه. چیزی که به من همیشه کمک کرده یک کلمه جادویی بوده که در سختترین روزها مدام تکرارش کرده ام: بی خیال

Sanaz said...

فکر نمی کنم آدم مضطرب بتونه به کس دیگری کمک کنه. اگه آرامش در درون خودمون نباشه چه جوری می تونیم به صلح دنیا فکر کنیم؟

سانی

Elaheh said...

سلام بهاره- من تو رو مي شناسم - تو منو نه...من يكي از دخترخاله هاي طاهره ام..
مي خواستم بگم نوشتنتو دوست دارم ... با اين متن اضطرابت احساس نزديكي كردم..
خيلي موفق باشي

Anonymous said...

http://shahroozx.blogfa.com/post-59.aspx

http://shahroozx.blogfa.com/page/creation-five-elements-1.aspx

http://shahroozx.blogfa.com/page/creation-five-elements-2.aspx

bahareh said...

salam man ham meamari khoondam . shoma phd mikhooni oonja?

bahareh said...

salam va merc babate javab. mitoonam shoma ro add konam be listam?